السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
283
تفسير الميزان ( فارسي )
« 1 » روايات وارده در شان نزول اين آيات مؤيد گفتار ما است ، كه آيات مذكور در صدد اشاره به اين مطالبند . بعد از نوميدى و نرسيدنشان به اهداف شومى كه داشتند آخرين اميدى كه به زوال دين و موت دعوت حقه آن بستند اين بود كه به زودى داعى به اين دعوت و قائم به امر آن يعنى رسول خدا ( ص ) از دنيا مىرود ، و فرزند ذكورى هم كه اهدافش را تعقيب كند ندارد ، و منشا اين اميدواريشان اين بود كه آنها مىپنداشتند دعوت دينى هم يك قسم سلطنت و پادشاهى است ، كه در لباس نبوت و دعوت و رسالت عرضه شده است ، پس اگر او بميرد يا كشته شود اثرش منقطع ، و يادش و نامش از دلها مىرود ، همانطور كه وضع همه سلاطين و جباران چنين بوده است ، و يك پادشاه يا امپراطور هر قدر هم كه در نيرومندى و ديكتاتورى و سوار شدن بر گرده مردم به نهايت درجه مىرسيد به محضى كه مىمرد يادش هم از دلها مىرفت ، و قوانين و سنتهايش با خود او دفن مىشد ، جمله : « إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الأَبْتَرُ » « 2 » بطورى كه از روايات شان نزول بر مىآيد به اين حقيقت اشاره دارد . پس همانطور كه گفتيم اين آرزو و آرزوهايى مثل آن بوده كه اميد شوم مذكور را در دلهاى كفار راه مىداده ، و به اطفاء نور دين به طمعشان مىانداخته ، و در نظر اوهام و خيالهاى خامشان زينت مىداده ، كه اين دعوت طاهره چيزى به جز يك پديدار نيست ، كه به زودى گردش روزگار دروغ بودنش را روشن نموده ، طومارش را بر مىچيند ، و اثرش را از صفحه روزگار محو مىسازد ، ليكن خوشبختانه ظهور تدريجى اسلام و غلبه آن بر هر دين و اهل دينى كه به ستيز با آن پرداخت . و انتشار آوازه اش و اعتلاء كلمه اش به شوكت و قوت ، همه آن آرزوها را بباد داد ، و در نتيجه كفار را از اينكه بتوانند عزيمت رسول خدا ( ص ) را تباه بسازند ، در پاره اى از اهداف حركتش را متوقف كنند ، و به مال و يا جاه تطميعش كنند به كلى مايوس شدند . آرى قوت و شوكت اسلام كفار را از همه اين راهها مايوس ساخت ، به جز يك راه و آن اين بود كه آن جناب فرزند ذكورى كه جاى او را بگيرد و دعوتش را ادامه دهد ندارد در نتيجه با مرگ او دين او نيز خواهد مرد ، چون اين معنا بديهى است كه كمال دين از جهت احكام و معارفش - به هر درجه اى كه باشد - خودش به خودى خود نمىتواند خود را حفظ كند . و هيچ سنتى از سنن و اديانى كه آمده و مردم از آن پيروى كردهاند به حال نضارت و صفاى
--> ( 1 ) به كفار بگو : هان اى كفرپيشگان ، من آنچه را كه شما مىپرستيد نمىپرستم شما هم معبود مرا نخواهيد پرستيد . « سوره كافرون ، آيه 3 » . ( 2 ) همانا كسى كه تو را بد گويى مىكند و دشمن توست او مقطوع النسل است . « سوره كوثر ، آيه 3 » .